طاهانفس مامانطاهانفس مامان، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 9 روز سن داره

قند عسلم

ماه رمضان امسال

1393/4/31 1:33
نویسنده : مامانی
86 بازدید
اشتراک گذاری

امسال ماه رمضون جمعه اول افطار خونه مادر جون بودیم بعد خونه دایی رضا بعد دایی عباس بعد دایی اصغر بعد دایی اکبر بعدم خاله منصوره  دیشب هم مامانی شون و عمه با سجادشون خونه مون بودن امشب هم قراره بریم خونه خاله زهرا 5 شنبه هم قراره مادر جون و آقا جون بیان خونمون

ما هم قرار بود همه رو دعوت کنیم که نشد

همه میگن طاها چه شیطون شده شر مظلومه بی سرو صدا کاراشو میکنه خلاصه هر جا میریم همش باید دنبالت باشم و مواظبت تا یه وقت خرابکاری نکنی آبه هم که میبینی نمیتونی خودتو کنترل کنی میری سمتش میگی آبیدو

 

خب از کارای نفس مامانی یکم بگم اول از همه که هر جا میریم چه من چه بابایی زود دنبالمون میای و گریه میکنی میخوای بیای صدا میزنی بابایی .مامانی.بابا جون .مامان جون البته وقتی میخوای ناز کنی و کار داری میگی بابا جون مامان جون

دیگهبه غذا میگی نام نام . غذا که میخوام بهت بدم نمیخوری گریه میکنی میگی بده خودم بخورم خودتم که میخوری همه جارو کثیف میکنی دستاتو تو غذا ها میشوری دیگه همش میای تو آشپزخونه فضولی قد بلندی میکنی و به همه چیز دست میزنی و میگی آب بیدو .نانم نام .جوجو .خلا صه منو حرص میدی

دیگه از شیطنتت هر چی بگم کم گفتم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به قند عسلم می باشد